شناخت افراد از روی دست خطشان.....

ادامه نوشته

مشکلات زندگی

استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد، از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: " 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم "

استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
 
ادامه نوشته

نفر بعدی صندلی داغ......

باسلام خدمت دوستان

فرصت ما تمام شد و اما نفر بعدی صندلی داغ کسی نیست جز خانم  فاطمه سلگی

فاطمه خانم بفرمایید.......


کتاب های زبان پیش 2

سلام خدمت دوستان

لیست کتاب های پیش 2 همراه با قیمتشون در ادامه مطلب است دوستانی که مایلند روز شنبه اسامیشونو همراه با کتاب های که می خوان بهم بدن ( لطفا به کسانی که به وبلاگ نمیان اطلاع بدید )

باتشکر

ادامه نوشته

سنگ نوشته

متن سنگ نوشته  قبر افراد مشهور

ادامه نوشته

د نه د

دِ نـَـه دِ یه تیکه کلام طنز اصفهانی واسه جواب دادن به جمله های غیر عادی ... "تا جایی که میتونید با لهجه(اصفهونی) بخونید"

ادامه نوشته

و اما یک ترم گذشت....

و اما یک ترم گذشت واز ورودی. ترمک و vj بودن گریختیم به هر نحوی که بود!!!!!!!!!!! بهترین ترم و فراموش نشدنی ترین!!!!! امیدوارم که باگذشت هر ترم صمیمیت کلاس بیشتر بشه واما میخواییم باحال ترین سوتی که در طول ترم بوده رو مطرح کنید

نظرتون چیه ؟؟؟؟ ولی خواهشا دوستان ناراحت نشن 


شعر طنز دانشجویی

حالم گرفته است

حالم گرفته است

به خوابگاه می روم و انگشتانم را

بر پوست كشیده ی شب می كشم

ادامه نوشته

بدشانسی یا.......

پیرمرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیرمرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!

ادامه نوشته

نصیحت لقمان به پسرش

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
 

ادامه نوشته

من گم شده ام

من در بی وزنی زمان،
در بی هویتی احساس،
در بی ارزشی عشق در زمان،
گم شده ام.


ادامه نوشته

مهربان باش

خداوندا

برای همسایه که نان مرا ربود، نان

برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی

برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش

و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم . . .

 

ادامه نوشته

یه ایده جدید !!!!!!!

سلام به دوستان خوبم

من یه نظر داشتم گفتم اگه موافق باشید یه عکس طنز یا یه بزرگسالو توی یه پست بذاریم وتوی نظرات بگیم که این عکس متعلق به کدوم یکی از بچه های کلاسه ........... ولی ممکنه به خیلی ها بربخوره !!!!!!!  نظرتون چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تغییر



روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید
ادامه نوشته

این یک داستان عجیب است لطفا آن را تا انتها بخوانید

اتومبيل دانشجوی بیچاره ای كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. دانشجو به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »

ادامه نوشته

غرور


كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.

 

رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

ادامه نوشته

دانی که چراچوب شود قسمت آتش ؟بی حرمتیش بر لب ودندان حسین است /دانی که چرا آب فرات است گل آلود ؟ شرمندگیش از لب عطشان حسین است / دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش ؟ زیرا که خدا هم عزادار حسین است / التماس دعا/

فروهر  fravahr   

سلام به قوم آریایی 

قبل از این ک وارد ادامه مطلب بشید لازم می دونم اینو بگم ک ممکنه بعضی منابع مفهومی دیگه گفته باشن ولی همه یک منظور رو می رسونن متشکرم
ادامه نوشته

دکتر شریعتی


فقر!

ميخواهم بگويم

فقر همه جا سر ميكشد

فقر، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست

ادامه نوشته

سوزان پولیس شوتز

بارانی باید تا كه رنگین كمانی برآید

و لیموهایی ترش كه شربتی گوارا فراهم شود

 و گاه روزهایی در زحمت تاكه از ما انسانهایی تواناتر سازد

 خورشید خواهد درخشید زود خواهی دید
ادامه نوشته