خوشا تهران و وصف بی مثالش
خوشا آن روزهای پرغبارش
حقیقت دارد اینجا پایتخت است
امان از موش های بی شمارش
تمام جوی ها پر ز زباله
و طفلک گربه های بی قرارش
کلان شهر است و دلها در پی اوست
به دنبال بی آرتی و قطارش
و اینک مدتی بس گشته مغرور
ز وقتی که کرج شد همجوارش
کرج دیگر هووی شهر ما نیست
شده البرز و جمع کرده است بارش
کنار از این همه آلودگی ها
که جا خشک کرده و گشته سوارش
ترافیک این بلای خانمان سوز
در آورده دمار از روزگارش
همش بد نیست جای دیدنی هست
چو رد می گردی از گوشه کنارش
تمام مردمش یکدست خوبند
ز طالع بین گرفته تا نجارش
جوانان اغلب اینجا در پی مد
شهین و اقدس و ایل و تبارش
تمام میوه ها در شهر ما هست
ز دستنبو گرفته تا خیارش
به شب عمر سکوت یه لحظه هم نیست
امان از بوق ماشین های بارش
به طرح زوج و فردش خرده گیرند
تماما عده ی ماشین سوارش
نشان شهر باشد برج میلاد
به آن زیبایی و قد چنارش
دراز است و بلیطش بس گران است
نمی ارزد شوی چشم انتظارش
و اما از جوانانش چه گویم
ز نسل طفلک و جویای کارش
که هر یک از یکی عاشق ترند و
لیسانس و هر کسی فکر نگارش
همه جمعند دور هم در این شهر
ز دارایش گرفته تا ندارش
اگر چه زلزله خیز است این شهر
خدایا از بلا محفوظ دارش!

مهدیه سلگی